آموزشی، تمام پایه های تحصیلی، مذهبی، مقاله، پیام سایت

جایگاه ارزشى و ویژگى هاى معلم در متون دینى

امتیاز دهید

فضیلت علم و دانش و برترى عالم

در فضیلت دانش و تعلیم و تربیت، همین بس که نام ارباب معرفت در کنار نام خداوند و فرشتگان او یاد شده و خداوند، شهادت صاحبان علم را تالى شهادت خویش و ملائکه برشمرده است.
( نک: آل عمران: ۱۶)
همچنین به برترى اهل علم اشاره فرموده و مقام ایشان را در کنار اهل ایمان، رفعت بخشیده است.
( نک: مجادله: ۱۲)

در آغازین سخنان وحى، در کریمه قرآنى »اِقْرأ وَ ربُّکَ الاکْرَمُ، الّذى عَلَّمَ بِالْقَلَم« سخن از تعلیم به میان آمده و گوش جان ها را نوازش داده است. بنابراین، هنر زیباى معلمى نیز از آنِ خداست. تعلیم و تربیت، از شئون الهى است و خداوند این موهبت را به پیامبران و اولیاى خویش ارزانى فرموده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند. انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خود را در قالب واژه مقدس معلم ثبت مى کند و این دست تواناى معلم است که چشم انداز آینده انسان ها را ترسیم مى کند.
تعلیم و تربیت، اساس و بنیادى است که پایدارى دین و آیین بر آن استوار مى شود و جامعه بشرى از این طریق به رشد و تعالى مى رسد. تعلیم اندوخته هاى علمى به دیگران، از مهم ترین عبادت ها و بلکه از مؤکدترین واجبات کفایى است که در آموزه هاى روح بخش اسلام به آن پرداخته شده است.
اگر جایگاه علم و دانش از دیگر عبادت ها برتر است، فضیلت مقام علم و معلمى نسبت به مقام عبادت کنندگان، همانند برترى ماه شب چهارده نسبت به بقیه ستارگان آسمان است، چنان که رسول خدا۹ فرموده است:
»فَضْلُ الْعالِمِ على العابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلى سائِرِ النُّجوُم لَیْلَةِ الْبَدْرِ«.
(شیخ کلینى، اصول کافى، ترجمه و شرح: سیدجواد مصطفوى، ج ۱، ص۴۲)
زیرا معلم، هدایتگرى است که در پرتو هدایت معنوى خود، جامعه را از تباهى مى رهاند و ارشاد و نجات افراد بشر جز به دست معلمان خود ساخته، فراهم نمى شود.
حضرت امام خمینى؛ با تأکید بر این حقیقت تابناک مى فرماید:
ملت عزیز ایران و سایر کشورهاى مستضعف جهان اگر بخواهند از دام شیطنت ابرقدرت هاى بزرگ تا آخر نجات پیدا کنند، چاره اى جز اصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند و این میسر نیست جز با دست اساتید و معلمان متعهدى که در دبستان ها تا دانشگاه ها راه یافته و با تعلیم و کوشش در رشته هاى مختلف علوم و تربیت صحیح در مراکز تربیت معلم، از عناصر منحرف و کج اندیش، نوباوگان را… به حسب تعالیم اسلامى تربیت و تهذیب کنند.
(صحیفه نور، ج ۱۵، صص ۲۶۷ و ۲۶۸)
در این فراز به صفات و ویژگى هاى برجسته اى، چون تخصص و تعهد که باید زیور روح معلمان باشد، اشاره شد و حال، به این حقیقت بزرگ پى مى بریم که معلمان، حق بزرگى بر گردن تمام بشریت دارند.

برترى هاى علم و معلم از دیدگاه امام على

معلم بدین سبب بر دیگران برترى دارد که حامل و ناشر علم است، علم هفت امتیاز دارد و به همین جهت از زخارف دنیا با ارزش تر است. این فضیلت را امام على۷ در سخنانى، این گونه برمى شمارد:
۱٫ علم، میراث انبیاست و مال، میراث فرعون ها.
۲٫ علم را هر چه انفاق کنى، کم نمى شود، ولى مال را هر چه خرج کنى، کم خواهد شد.
۳٫ مال، احتیاج به حافظ و نگهبان دارد وصاحب مال باید در نگهدارى آن مراقبت کند، ولى علم، نه تنها احتیاج به مراقبت ندارد، بلکه صاحب خود را هم از خطرها و ضررها حفظ مى کند.
۴٫ علم تا قیامت همراه آدمى است، ولى مال و ثروت پس از مرگ رها مى شود.
۵٫ مال براى مؤمن و کافر حاصل مى شود، ولى علم فقط براى اهل ایمان حاصل مى شود.
۶٫ تمام مردم در امر دین خود نیازمند اهل علمند، ولى نیازمند صاحبان ثروت نیستند.
۷٫ علم در هنگام عبور صاحبش از صراط، او را یارى مى کند، ولى ثروت در عبور از صراط، مانع و مزاحم صاحب خود مى شود.
(سید نعمت الله حسینى، مردان علم در میدان علم، ج ۱، ص ۱۷ (به نقل از: مواعظ الغدریه، ص ۱۹۷))
معلم در مقام هدایت، به نوعى پدر روحانى انسان هاست، بر این اساس بر پدر جسمانى برترى دارد.
از پدر گر قالب تن یافتیم
از معلم جان روشن یافتیم
این پدر بخشنده آب و گل است
آن پدر روشنگر جان و دل است
لیک اگر پرسى کدامین برترین
آن که دین آموزد و علم یقین
(شهریار، کلیات اشعار)
آورده اند که اسکندر به معلم خویش احترام بسیار مى گذاشت، از او پرسیدند چرا معلم خویش را بیش از پدر احترام مى کنى؟ گفت: به سبب آنکه پدرم مرا از عالم ملکوت به زمین آورده و استاد، مرا از زمین به آسمان برده است.
(شهید ثانى، منیة المرید، ص ۲۴۱)
نخستین عامل سرنوشت ساز انسان، آموزگار اوست. آدمى همواره براى شکل دادن به شخصیت خود، سرمشق مى طلبد و عشق او به کمال جویى، طبیعى است. معلم، معمار شخصیت انسان و الگوى مجسمى است که آدمى آگاهانه یا ناآگاهانه از وى تقلید مى کند و شخصیت خود را با وى همانند مى سازد. مربى فقط آموزگار انسان نیست، بلکه اسوه عملى اخلاق و تربیت براى فراگیران است.
امام سجاد۷ مى فرماید: »آن کسى که فرزانه اى ارشادگر ندارد، هلاک خواهد شد«.
(اربلى، کشف الغمه، ج ۲،ص ۳۲۵)
ایمان و اعتقاد به خداوند، از صفات و بایسته هاى وجودى معلم

از شاخصه هاى بزرگ عالمان، به ویژه آنان که گام هاى راسخ و استوارى در مسیر علم و کمال برداشته اند، ایمان است:
»وَ الرّاسِخوُنَ فِى العِلْم یَقوُلوُنَ آَمَنَّا«. (آل عمران: ۸)
ایمان به خداوند، ایمان به حقایق انکارناپذیر هستى، ایمان به معاد و ایمان به نشانه هاى الهى از ویژگى هاى برجسته اهل علم است.
معلم شهید، استاد مطهرى، نقش ایمان در کنار علم آموزى و معرفت اندوزى را چنین ترسیم مى کند:
علم، ابزار مى سازد، ایمان قصد، علم سرعت مى دهد و ایمان جهت.
علم، به ما روشنایى و توانایى مى بخشد و ایمان، عشق و امید و گرمى.
علم، جهان را جهان آدمى مى کند و ایمان، روان را روان آدمیت.
علم، طبیعت ساز است و ایمان، انسان ساز٫
علم، زیبایى اندیشه است و ایمان، زیبایى احساس٫
(شهید مطهرى، انسان وایمان، ص ۲۳)
معلم افزون بر تأثیرگذارى سودمند علمى، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهاى پاک نقش مى زند و نداى فطرت را به گوش همه فراگیران مى رساند. اندیشه معلم همواره این است که زندگى بشر بر مدار ایمان، ارزش ها و کرامت هاى انسانى بگردد. تا بدین وسیله به شناخت خداوند، شناخت مکتب الهى و راه کمال بینجامد.
معلم و مقام خشوع

در اصل باید نتیجه علم و دانش، ترس از خداوند و رسیدن به مقام خشیت باشد که در این صورت معلم، به تقواى الهى که نخستین شرط پوشیدن کسوت معلمى است، راه یافته است. همان گونه که خداوند متعال در این کریمه نورانى بر این امر اشاره دارد:
به راستى کسانى که از علم و دانش بهره مند شده اند، آن گاه که آیات الهى بر آنان خوانده مى شود… به خشوع آنها بیفزاید. (اسراء: ۱۰۷ و ۱۰۹)
در حقیقت، خدا ترسى از ویژگى هاى مهم اهل دانش است، چنان که در قرآن نیز این نشانه آمده است:
»انما یَخْشَى اللَّهُ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ؛ از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از خدا مى ترسند.« (فاطر:۲۸)
مطیع خداوند، تنها کسى است
که او را نصیبى ز دانش بسى است
معلم و نرم خویى

تعلیم و تربیت هنگامى نتیجه بخش است که با نرم خویى و برخوردهاى محبت آمیز همراه باشد. در مقام تبلیغ، به نرمى سخن گفتن و رعایت لطافت و ظرافت در کلام، تأثیر بسیار شگرفى بر مخاطب مى گذارد.
هنگامى که موساى پیامبر به سوى فرعون رفت، خداوند فرمود: »به نرمى با او سخن بگو، شاید متذکر شود یا از خدا بترسد«.
(نک: طه: ۴۳ و ۴۴)
به شیرین زبانى و لطف و خوشى
توانى که فیلى به مویى کشى
سعدى
تندخویى، سرزنش و پرخاشگرى در تربیت، هرگز مؤثر نیست، بلکه مخاطب را به انگیزه هاى انفعالى مى کشاند و عناد و ستیز وى را برمى انگیزد.
به هموارى ادب کن، خصم سرکش را که خاکستر
به نرمى زیر دست خویش مى گرداند آتش را
صائب تبریزى
باید توجه داشت که نرم خویى خوب است، ولى اگر از حد لازم خود بگذرد، آسیب هاى جبران ناپذیرى به همراه خواهد داشت. بنابراین باید میزان مناسب آن را دانست و از افراط و تفریط پرهیز کرد.
درشتى نگیرد خردمند پیش
نه سستى که ناقص کند قدر خویش
سعدى
مناعت طبع و استغناى نفس معلم
بى نیازى، از ویژگى هاى شایسته و ستودنى معلمى است. معلم نباید به مال و جاه دیگران نظر داشته باشد، بلکه شرافت معلمى حکم مى کند که چشم امید و دست نیازش به سوى خداوند بخشنده باشد. در شرافت مؤمن، امام صادق۷ مى فرماید:
»شرافت مؤمن، در به پا خاستن او شبانگاهان براى عبادت و عزت او در بى نیاز دانستن خود از مردم است«.
(اصول کافى، ج۲، ص ۱۴۸)
نشانه استغناى نفس، آن است که انسان راضى به رضاى رب باشد، هرگز حسرت مال دیگران را نخورد و با وجود سرمایه علم و معرفت خویش، به خاطر متاع ناچیز و حقیر دنیا، دست به سوى نااهلان دراز نکند. شهید ثانى در منیة المرید مى نویسند:
عالم و متعلم نباید بر هیچ کس و بر هیچ چیز متکى باشد، بلکه باید زمام امور خود را در زندگانى و رزق و روزى و امثال آن را، به خداوند متعال واگذار کند تا از این رهگذر، نفحات قدس الهى و الطاف پاکیزه پروردگار و لحظات انس و الفت با خداوند بر او تجلى کند و مشکلات وى حل و گشوده شود و امور زندگى او به صلاح بازآید.
(سیدمحمد باقر حجتى، آداب تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۱۶۵)
در مکتب تربیتى شاعران بزرگ که عمده سخنان آنان برگرفته از آیه ها و روایت هاست، صفت مناعت طبع و استغناى نفس بسیار ستوده شده است، مانند این ابیات:
هر چه از دونان به منت خواستى
در تن افزودى و از جان کاستى
سعدى
خون خود را گر بریزى بر زمین
به که آب روى ریزى بر کنار
ابوسلیک گرگانى
چرخ و زمین بنده تدبیر توست
بنده مشو درهم و دینار را
همسر پرهیز نگردد طمع
با هنر انباز مکن عار را
پروین اعتصامى
من که به تعلیم میان بسته ام
از غرض سود و زیان رسته ام
کوششم از روى خردمندى است
خاصه پى فضل خداوندى است
جامى
به کارگیرى و عمل به علم
مؤثرترین شیوه کمال فراگیر، عمل کردن آموزگار به دانسته هاى خویش است. هنگامى که دانش آموز، آموخته هاى خود را در رفتار معلم ببیند، گرایش او براى پذیرش این تعلیمات افزایش مى یابد.
امام صادق۷ درباره عدم تأثیر موعظه عالم بى عمل مى فرماید:
»عالمى که عمل نمى کند، موعظه او از قلب شنونده مى رود، همانند بارانى که از کوه صفا مى ریزد و مى رود«.
(اصول کافى، ترجمه و شرح: سیدجواد مصطفوى، ص ۳۱)
کسب علم و دانش بدون عمل به آنها، جز وزر و وبال براى انسان چیزى به همراه ندارد؛ چنان که سعدى مى گوید: »دو کس رنج بیهوده بردند و سعى بى فایده کردند؛ یکى آن که اندوخت و نخورد و دیگرى آن که آموخت و نکرد«.
در تاریخ، عالمان بى عمل بسیارند که نه تنها علم آنان به جامعه سودى نبخشیده است، بلکه اسباب ظلم و جنایت هاى بى شمارى در دنیا بوده اند، همان گونه که در احوال قاضى شریک بن عبداللَّه نخعى آمده است: او در علم ودانش معروف بود. روزى مهدى عباسى او را دعوت کرد و استدعا نمود که یکى از سه مطلب [پیشنهادى او] را بپذیرد؛ یا قضاوت یا معلمى اطفال خلیفه و یا ضیافت خلیفه را. شریک در ابتدا هیچ کدام را نپذیرفت، ولى بر اثر اصرار خلیفه، میهمانى را مقرون به صرفه و موافق احتیاط دانست و قبول کرد. خلیفه به آشپز دستور داد از آن غذاهاى حرامى که خودش مى دانست بر [از بین بردن] روح تقوا چقدر اثر دارد، تهیه کند. شریک پس از آنکه از آن غذا خورد، سرانجام هم قضاوت و هم معلمى فرزندان خلیفه را پذیرفت.
یک روز مى خواست حواله حقوق خود را از صراف بگیرد، صراف کمى دیر کرد، شریک گفت: زود باش! صراف گفت: مگر روغن فروخته اى که این چنین عتاب مى کنى؟
شریک گفت: روغن چیست! من دینم را در ازاى این پول فروخته ام که از هر چیزى عزیزتر است.
(روضات الجنات، ج۴، ص ۱۰۲)
معلم و پاکى سیرت

تهذیب نفس، آراستگى و پاکى سیرت، در کنار یادگیرى علم و دانش، از والاترین خصوصیت هاى هر معلم است. در همین باره امام على۷ سخن زیبایى دارد:
کسى که خود رادر جایگاه پیشوایى و رهبرى مردم قرار مى دهد، باید پیش از آموزش دیگران، به تعلیم خویش بپردازد و پیش از آنکه به زبان چیزى گویدو با سخن، دیگران را ادب کند، لازم است نفس خویش را ادب کند.
(صبحى صالح، نهج البلاغه، ص ۴۸۰، حکمت ۷۳)
نفس خود ناکرده تسخیر اى فلان
چون کنى تسخیر نفس دیگران
نفس را اول ببر دربند کن
پس برو آهنگ وعظ و پند کن
منبرى بگذار بهر خود نخست
وانگهى بَرجِه به منبر تند وچست
آتشى در دل برافروز آنگهى
گرم کن هنگامه وعظ اى رهى
تا ز سوز دین نگردد دل کباب
دم نگردد گرم اى عالى جناب
(نراقى، مثنوى طاقدیس، ص ۲۸۲)
استادانى که خود در محضر عالمانى ربانى و مربیانى خود ساخته که خشیت و تقوا وجود آنان را فراگرفته وطهارت درون، روحشان را مصفا کرده است، تربیت و فیض دیده اند، شایسته پرورش نسل هاى آینده اند.
امام راحل، عارف کامل و بزرگ معلم اخلاق، درباره نیازمندى انسان ها به تهذیب و تربیت مى فرماید:
در زمینه تهذیب وتزکیه نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظیم کنید، استاد اخلاق براى خود معین نمایید، جلسه وعظ و خطابه و پند و نصیحت تشکیل دهید، خودرو نمى توان مهذب شد… کراراً شنیده ام سیدجلیلى معلم اخلاق و معنویات مرحوم شیخ انصارى بوده است.
(امام خمینى؛، جهاد اکبر، ص ۲۳)
معلم و سعه صدر

صفت دیگرى که شایسته شأن معلمان ومربیان است، سعه صدر، یعنى گشادگى سینه و صبر و رسیدن به مقام تحمل است. معلمى در حقیقت، نوعى رسالت براى تعلیم و تربیت است؛ رسالتى که شرط توفیق آن، تحمل و بردبارى است.
موسى بن عمران هنگام تبلیغ رسالت خویش به دلیل وجود موانع بزرگى چون فرعون، از خداوند بزرگ شرح صدر خواست که »رَبِّ اشْرَحْ لى صَدْرى؛ خداوندا سینه مرا گشاده گردان.« (طه: ۲۰)
امام صابران، حضرت على۷ ابزار مهم رهبرى و هدایت جامعه را سعه صدر مى داند و مى فرماید: »آلَةُ الرِیاسةِ سِعةُ الصَّدْرِ«.
(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۶)
سال ها باید که تا یک سنگ اصلى ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
قرن ها باید که تا صاحبدلى پیدا شود
بوسعید اندر خراسان و اویس اندر قرن
سال ها بایدکه تا یک کودکى از روى طبع
عالمى دانا شود یا شاعرى شیرین سخن
ماه ها بایدکه تا یک پنبه دانه ز آب و گل
شاهدى را حلّه گردد یا شهیدى را کفن
سنائى
سعدى براى ارائه نمونه اى از شرح صدر، داستانى از امام على۷ نقل مى کند که ایشان با وجود مقام والاى امامت و خلافت مسلمانان، به مردى که پاسخ وى را در حل یک مسئله نمى پذیرد، بزرگوارانه نظر مى کند و هرگز بر او برافروخته نمى شود:
کسى مشکلى برد پیش على
مگر مشکلش را کند منجلى
امیر عدوبند کشورگشاى
جوابش بگفت از سر علم و راى
شنیدم که شخصى در آن انجمن
بگفتا چنین نیست یا بوالحسن
نرنجید از اوحیدر نامجوى
بگفت ار تو دانى سخن بِهْ بگوى
(بوستان سعدى)
از نشانه هاى سعه صدر، آن است که انسان تحمل شنیدن سخنان مخالفان را داشته باشدو هرگز عقل خود را کامل تصور نکند و سخنان درست و منطقى را حتى از مخالفان خویش پذیرا باشد و البته سعه صدر در مقام تعلیم و تربیت، کار بسیار دشوارى است که به راستى ریاضت مى طلبد و تا کسى خود در جایگاه معلمى قرارنگیرد، چنین مسئولیتى را درک نمى کند.
معلم و حفاظت از حیثیت و جایگاه علم

شایسته است مربى و استاد، همواره حیثیت و ارزش علم را حفظ کند. دست نااهلان را در راه رسالت خویش، از این کار کوتاه دارد و در برابر زخارف و مقامات دنیوى، علم خویش را از کف ندهد.
زهرى گفته است: »نشانه ابتذال و خوارى علم و دانش، آن است که معلم و استاد، آن را به خانه شاگرد خود حمل کند.(آداب و تعلیم و تعلم در اسلام، ص ۲۰۵)
(یعنى به عنوان معلم سرخانه، مقام علم و دانش را تنزل دهد).
مقام علم را نباید به حدى پایین آورد که با درهم و دینار معاوضه شود که در این صورت، ارزش معلم کم مى شود و صاحبان زر و زور در میان مردم، بر ارباب علم و فضیلت برترى مى یابند و در چنین حالى باید دریغا گوى مقام معرفت بود.
افسوس! بهاى هیزم و عود یکى است
در پیش دَدان، خلیل و نمرود یکى است
(علامه فاضل گروسى، کسى کار خودش بار خودش، ص ۵۷)
علماى بزرگ اسلام، هرگز در برخورد با صاحبان ثروت و ریاست، علم را خوار نمى کردند. در احوال میرزاى شیرازى، صاحب فتواى تحریم تنباکو آورده اند:
میرزاى شیرازى در سال ۱۲۸۲ در زمان خلافت شریف عبداللَّه حسنى، به حج مشرف شد و در خانه موسى بغدادى در مکه سکنى گزید، صاحب خانه ورود میرزا را به اطلاع شریف رساند، شریف تکلیف کرد که میرزا را نزد او ببرند، میرزا براى شریف پاسخ فرستاد: اگر علما را بر سراى پادشاهان یافتید بگویید اینان بدترین عالمان هستند و بدترین پادشاهان! و اگر پادشاهان را بر سراى علما دیدید، بگویید اینان بهترین علما هستند و بهترین پادشاهان! شریف چون این سخن شنید، خود به دیدار میرزاى شیرازى آمد.
(رضا مختارى، سیماى فرزانگان، ص ۳)
یکى از راه هاى حفظ حیثیت علم، تکریم و احترام به معلمان وحرمت دارى کتاب و قلم است و این ارج و قدرشناسى را در برخورد بزرگان دین با این مقام والا، مى توان یافت:
آیت اللَّه العظمى بروجردى از استادشان، مرحوم آقا میرزا عبدالمعالى اصفهانى نقل کرده است که ایشان فرمود:
اگر در اطاقى قلمى باشد که با آن قلم، فقه شیعه نوشته شده باشد، من در آن اطاق نمى خوابم و اگر بخواهم در آنجا بخوابم، به احترام، اول قلم را بیرون مى برم و بعد مى خوابم.
(مردان علم در میدان عمل، ص ۴۱)

درباره نویسنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *